آیساآیسا، تا این لحظه: 15 سال و 4 ماه و 24 روز سن داره

من و دخترم

تولد 2 سالگي

عزيزه دله مامان بعد از مدتها وقت كردم يه سري به وبلاگت بزنم اونم با عكساي تولد 2 سالگيت ايشاله صد ساله بشي قربونت برم دوست دارم  
7 خرداد 1392

آيسا بزرگ شده

واي گله مامان واكسنه هجده ماهگيتم زدي و ماشاله الان كلي واسه خودت خانوم شدي من و بابايي رو سر كار مي ذاري بهمون مي خندي و مسخره بازي در مياري واي كه تو روز هزار بار دلم برات تنگ ميشه و تو خونه هم هزار بار مي بوسمت براي برگشتن به خونه ثانيه شماري مي كني ولي خداييش ماشاله اينقدر انرژي داري سر يك ساعت به غلت كردن مي افتم و خسته ميشم اما باز كه مي خوابي با بابا راجع به شيرينكاريهات حرف مي زنيم و مي خنديم راستي اسباب كشي كرديم و رفتيم خونه جديد كلي سخت بود و خسته شديم جمعه پيش هم مامان بزرگا و بابا بزرگا اومدن خونه جديديمون مهموني تو هم كه تمام اسباب بازيهات آوردي به عموجونات نشون دادي و براشون پز دادي كلي ناز مي شي وقتي با انگشته ...
12 اسفند 1391

بدون عنوان

عزيزه دله مامان فرشته كوچولوي من خيلي وقته كه ديگه برات چيزي ننوشتم گلم سرم خيلي خيلي شلوغه چون هم كارم زياد شده و هم اسباب كشي داريم شرمنده ميدوني كه خيلي خيلي دوست دارم و عاشقو شيرينكاريهاتم  
17 آبان 1391

با تاخير

سلام گله مامان خيلي وقته نيومدم از شيرين كاريها و صد البته شيطنتهات برات بنويسم كلي بزرگ شدي و با هوش بودنت هر روزمو از روزه قبل شيرينتر ميكنه راستي تو اين دو ماهي كه نيومدم اينكارا رو كردي: اول از همه موهاي خوشگلتو برديم آرايشگاه كوتاه كردي يعني اولين سلموني عمرتو رفتي عاشقه بستني هستي و خودت مي سراغ فريزر تا بهت بستني بديم موش كوچولوي مامان عاشقه پنيره و خودت برميداري باز ميكني و مي خوري اين خرسيت رو هم خيلي دوست داري هر وقت بهت غذا ميدم بايد اول خرسي رو سير كنم بعد شما غذاتونو مي خوريد اينم وضعيت خونست وقتي آيسا بازي ميكنه عاشقه تكنولوژي هستي و از دوربينم خيلي ...
3 مهر 1391

شیطونک

وروجکه مامان توی روز اینقدر شیطونی می کنی که شبا بی هوش می شی می پرستمت گلم اینم خستگیه بعد از شیطونیاته مامان اینم اولین نقاشیته ...
12 تير 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به من و دخترم می باشد